دکمه موبایل منو

جزییات خبر

سه شنبه / ۱۵ خرداد ۱۳۹۷ / ۱۴:۵۰
سرویس : مازندران
کد خبر : ۱۶۲۱۲۶
گزارشگر : ۱۰۵
بانوی کارآفرینی که الگوی شهر شد

خاله سارا و بارقه امید در فراز و نشیب زندگی

(سه شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۷) ۱۴:۵۰

یک بانوی تحت حمایت کمیته امداد مازندران با اتکا به خداوند و اعتمادبه‌نفس توانست با ایجاد اشتغال به‌صورت مستقیم برای 20 نفر روحیه امید و خودباوری را در آن‌ها زنده کند.

به گزارش سایت خبری کمیته امداد،خانم کاویان بانوی کارآفرین چمستانی بابیان اینکه از کودکی به دلیل فوت مادر مجبور بود ترک تحصیل کند،گفت:از سن 11سالگی مسئولیت 12کودک قد و نیم را بر عهده گرفتم در رسیدگی به امورات خواهر و برادرانم به پدر کمک می‌کردم.

وی با اشاره به اینکه تا شش سال پس از فوت مادر نگهداری از خواهر برادر کوچک‌تر از خودش را با همه کوچکی و کمک سن وسال بودن بر عهده داشت،افزود:برای شاد کردن خانواده، نشاندن لبخند بر چهره آن‌ها و رفع کمبودهای زندگی در نبود مادر همه توان خود را به کاربستم.

خانم کاویان بابیان اینکه تاشش سال بعد از فوت مادر نگذاشت تا خواهر و برادرانش سختی ببینند،ادامه داد:در سن 17سالگی ازدواج کردم و یکی از شرایط من برای ازدواج نگهداری از خواهر و برادرانم بود؛یک سال بعد از ازدواج درحالی‌که پسرم 17روزه بود همسرم فوت کرد و به منزل پدری بازگشتم.

وی بابیان اینکه پس از فوت همسرش به کمیته امداد مراجعه کرد و با دریافت وام سه رأس گاو خرید و با رسیدگی به دام، آن‌ها را به شش رأس افزایش داد، افزود:یک سال پس‌ازآن در شهرستان به‌عنوان دامدار نمونه شناخته شدم ولی متأسفانه براثر شیوع تب برفکی دام‌ها را از دست دادم .

این کارآفرین 49 ساله گفت: بعد از مدتی برای اینکه بتوانم معیشت خانواده را تأمین کنم در شرکتی مشغول به کار شدم ولی حقوق آنجا کفاف زندگی را نمی‌داد بنابراین در شالیزارها به کار نشا و درو برنج به‌عنوان کارگر مشغول شدم؛کار در شالیزار فصلی بود پس نمی‌شد به آن دل بست،بنابراین باید اساسی فکر می‌کردم.

وی با اشاره به اینکه باوجود سختی‌ها ناامید نشد و برای اولین بار به فکر کار در بازار افتاد،گفت:برای اولین بار یک جعبه پای مرغ خریداری و برای فروش به بازار بردم که در آن روز با سودی که از فروش حاصل‌شده بود،متوجه شدم در این کار موفق‌تر هستم.

بانوی کارآفرین چمستانی بابیان اینکه تا یک ماه این کار را ادامه دادم ،گفت: دریکی از روزها توسط یکی از آشنایان 40 قطعه مرغ و اردک برای فروش به بازار هفتگی شهر بردم و نمی‌دانستم که چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا می‌توانم این محصولات را به فروش برسانم یا خیر ؟ بیم این داشتم که با شکست مواجه شوم،فقط به خانواده می‌اندیشیدم،چهره خواهر و برادرانم در ذهنم متبادر می‌شد،بغضی سنگین در گلو نشسته بود، به خود نهیب زدم و گفتم چشم‌به‌راه زیاد داری سارا نترس، بله باید موفق می‌شدم ،پس یا علی گفتم و کار را آغاز کردم ؛آن روز از فروش مرغ و اردک‌ها سود خوبی نصیبم شد و لطف خدا را بیش‌ازپیش احساس کردم.

وی بابیان اینکه با ترغیب آشنایان برای دریافت وام ،بار دوم به کمیته امداد مراجعه کرد، ادامه داد: این بار هم تقاضای دریافت وام داشتم که خوشبختانه با این وام مسیر زندگی‌ام به‌کلی تغییر کرد،انگیزه‌ام برای کار وتلاش بیشتر شد، توانستم یک سالن پرورش مرغ ،اردک و غاز ایجاد و امکانات لازم را در آن فراهم کنم.

خانم کاویان ادامه داد:امیدم هرروز برای ادامه کار بیشتر می‌شد، تا آنجا که دیگر مجبور نبودم مانند اوایل کارم مرغ و اردک‌های آماده طبخ را در سینی نهاده یا در فرغون بگذارم ویا با سه چرخه برای فروش به بازار ببرم، در کار جا افتادم، با سودی که از فروش مرغ‌ها و اردک نصیبم شد یک دستگاه خودرو وانت خریدم آنقدر در کارهایم پیشرفت داشتم که توانستم مرغ و اردک و غاز آماده طبخ رستوران شهرستانهای چالوس،نور ،محمودآباد،چمستان وحتی کرج را تامین کنم.

وی افزود: دیگر درهمه جا دارای وجهه خاصی بودم و همه مرا به‌عنوان خاله سارا می‌شناختند؛ خاله سارایی شدم که پله‌پله تا موفقیت را طی کرد تا بتوانم باکار وتلاش هزینه تحصیل و ازدواج خواهر و برادرانم را تأمین کنم و با رساندن آنها به مدارج بالای کاری و تحصیلی تاحدودی به آرزوهای خودم رسیده باشم.

خاله سارای چمستان با اشاره به اینکه پیشرفت در کارش باعث شد تا با ایجاد اشتغال به‌صورت مستقیم برای 20 نفر روحیه امید و خودباوری را در آن‌ها زنده کند، ادامه داد: امروز خوشحالم که به‌عنوان یک الگو از من در شهر یاد می‌شود و هر طور که از دستم بربیاید دست نیازمندان را می‌گیرم.

وی بابیان اینکه با تلاش بسیارش خواهر و برادرانش ازلحاظ شغلی و تحصیلی و همچنین در زندگی انسان‌های موفقی هستند افزود: خدا را شکر می‌کنم که پسرم و همه خانواده‌ام قدر این زحمات و سالهای ازدست‌رفته جوانی‌ام را می‌دانند و وجودشان امیدبخش وجودم است.

خانم کاویان اشاره به اینکه طی این سالها با هر موفقیت خواهر و برادرانش بارقه امید در وی بیشتر می‌شد،افزود:یکی از خواهرانم در حال حاضر دانشجو دکترای بیوتکنولوژی ژنتیک(سرطان شناسی انسانی) است و با وجود اینکه خانم دکتر است در کارها کمکم می کند،در واقع توانستم با کار وتلاش شرایطی را فراهم کنم که خواهر و برادرانم خوب درس بخوانند که پنج نفر از آنها در ارگان های دولتی مشغول به کار هستند ،پسرم نیز در درس و رشته ورزشی موردعلاقه‌اش «بوکس »توانست به موفقیت‌هایی دست یابد در مسابقات استانی مقام اول را کسب کند و هم اکنون مربی بوکس شهرستان نور است، خودم هم  تشنه  آموختن درس ومدرسه بودم وبعد از وقفه طولانی در تحصیل طی این سالها سعی کردم در کنار کارو کسب رزق حلال با حضور در کلاس های شبانه تا مقطع دیپلم درس بخوانم؛ وقتی به گذشته ام می اندیشم و موفقیت های امروز خواهر و برادرانم را می بینم از آلام و خستگی وجودم  کاسته می شود؛خوشحالم که توانستم جای خالی مادر را هرچند ناچیز برایشان پر کنم.

آری خاله سارا در همه این سالها باتحمل سختی‌ها ، مرارت‌ها و چشم‌پوشی از رویاها و آرزوهای کودکی، نوجوانی و جوانی‌اش دردانه‌ای شد که خوش درخشید .

اگر گذرتان به بازارهای هفتگی در غرب مازندران مخصوصاً نور، چمستان و نوشهر بیفتد قطعاً نام خاله سارا این «بانوی کارآفرینی که الگوی شهر شد» را خواهید شنید.

انتهای پیام

تعداد بازدید : ۸,۲۱۵

پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید